| سفر به بختیاری |
|
سفر کوتاهی به بختیاری داشتم که دلیل نوشته ای کوتاه درباره ی ایل و تبار بختیاری ساکن در این منطقه شد.منطقه ای که گفته میشود خاستگاه یکی از اصیل ترین نژادهای ایران است.البته در مورد ایل بختیاری نظریات ضد ونقیضی وجود دارد.به طور کلی یک دسته آنها را ایرانی الاصل میدانند و دسته ای دیگر آنها را غیر ایرانی میدانند.گیرشمن در کتاب تاریخ ایران از آغاز تا اسلام اینطور بیان میکند که مهاجرت قوم آریا از سرزمینهای شمالی سبب شد که شاخه ای از این قوم به این منطقه آمده و پایه های تمدن چند هزار ساله ی ایلامی را بنیان نهادند.آنها یافت شدن ابزارهای سفالی و گلی را در این منطقه شاهدی بر این ادعا میدانند. "اصالت بختیاری"اینطور مینویسد که لوریمر یکی از مستشرقین که به مطالعه ی زبان و لهجه ی بختیاری پرداخته است،آنها را از نژاد پارس میداند که در سده های ششم و هفتم قبل از میلاد به این منطقه رفته و با ایلامیان درآمیخته و نژادی واحد را بوجود آورده اند.وی بر اساس مشخصات جسمی و روحی و عادات ایل بختیاری آنها را ایرانی الاصل میداند که پناهگاه کوهستانیشان آنها را از حمله ی اعراب مصون داشته است. برخی زبان بختیاری را به زبان پهلوی دوره ی ساسانیان شبیه میدانند که از واژه های ترکی و عربی رایج استفاده نمیکند.همچنین لباس بختیاریان را به لباسهای زرتشتیان در دوره ی ساسانی شبیه میدانند.لباس مردان بختیاری از رنگهای سفید و سیاه استفاده میکند که به صورت ستونهایی در هم فرو میروند.نشریه الکترونیکی آریا ویج درباره ی لباس مردان بختیاری اینگونه ادعا میکند که "این لباس از آرامگاه کوروش الهام گرفته است.بدین صورت که چوغا یا چوخا: خطهای سفید نماد سپنتا مینو(دشمن اهریمن و شیطان و فرشته ی نیکی) رفته رفته به بالا میایند و خطهای مشکی که نماد انگره مینو(اهریمن و شیطان) است رفته رفته به پایین می آیند و این نماد پیروزی نیکی بر بدی است." درباره ی کلاه مردان بختیاری این نشریه عنوان میکند که بر سر سربازان(بختیاری)حکاکی شده بر دیوارهای تخت جمشید میتوان این کلاه را مشاهده کرد.
لباس زنان بختیاری بسیار زیباست.از رنگهای متنوع و شاد بهره میبرد.هنگامی که یک زن بختیاری با آن پوشش زیبا و رنگارنگ در میان دشت راه میرود گویی خرمنی از گلها را میبینی که در دشت میخرامد.یادم است اینجا در اصفهان تقریبن دو سال پیش نوعی از روسری مد شده بود که دخترها و خانمها اکثرن از آن استفاده میکردند که بسیار شبیه به روسری زنان بختیاری بود یا شاید هم اصلن از همان لباس الگو برداری شده بود.طرح گلهای زیاد و بسیار رنگارنگ.حتا این نوع روسری به سر دخترهای شهری زیباتر هم نمود میکرد! نشریه آریا ویج درباره ی لباس زنان بختیاری میگوید:"لباس زنان بختیاری به بسیاری از لباسهای قومهای اصیل مانند پارسهای شیراز و برخی از اقوام اصیل شمالی بسیار شبیه است.این لباس شامل مینا یا مینایی (نوعی مقنعه ی بلند) لچک (نواری از پارچه که روی آنرا با چیزهای درخشان و زرین مزین میکنند و بر پشت سر میاندازند) دامن غری (دامن بلندی که با چیزهای زرین مزین شده) لباس بالا تنه ی آنها هم شامل پیرهنی ساده و مزین به زر است.قدمت این لباسها بسیار کهن و مربوط به قبل از اسلام است."
اما دسته ای دیگر از نظرات بختیاریها را غیر ایرانی دانسته اند."اصالت بختیاری" اشاره میکند که : شیندلر آنها را غیر ایرانی میداند که تبارشان به ترکها و مغولها میرسد.او برای اثبات ادعای خویش به مقیاس جمجه ی سر آنها اشاره دارد که با ایرانیها تفاوت دارد.برخی نظرات ادعای یونانی الاصل بودن تبار بختیاری را دارند که همراه اسکندر مقدونی به ایران آمده اند و در کوهستانهای این منطقه سکنا گزیده اند. نیکزاد نویسنده ی محلی بختیاری پس از ذکر روایات مختلف نتیجه میگیرد که روی هم رفته بختیاریان از ایرانیان اصیل میباشند که زبانشان هم همان پهلوی است. ناهار را در پیر غار خوردم و در کنار آبشار زیبایی که سالها پیش در آن روزگار خوب بگذشته نیز به اتفاق گروهی از دوستان دانشگاهم در اردویی که خودمان بر خلاف مخالفت شدید دانشگاه با برگزاری چنین اردوهایی ترتیب آنرا داده بودیم به آنجا رفته بودیم.سپس به سرچشمه ی زاینده رود رفتم. تونل شماره ی یک کوهرنگ که در سال 1332 توسط شاهنشاه وقت ایران افتتاح شده.تونلهای دیگری هم قرار بوده که احداث بشوند اما هنوز به بهره برداری نرسیده اند. ایده ی ایجاد تونل و بازگرداندن آبهایی که به سمت خوزستان جاری میشوند به زاینده رود، به زمان شیخ بهایی باز میگردد.حتا در آن زمان مشغول ایجاد آبراهی بدین منظور میشوند که به دلایلی(گویا پایان عمر شیخ بهایی) متوقف میماند. امسال به لطف بارشهای خوب برف در کوههای بختیاری بهار کوهستان بسیار با نشاط و دیدنی بود.همه ی تن کوهسار از آب شدن برفها خیس بود و چشمه های فراوان از زمین میجوشید.در حالیکه هوای شهرهای بزرگ مثل اصفهان رو به گرمی و آلودگی فصل بدون بارش میرود،هوای کوهستان بسیار تمیز و خنک بود.پایان روز از بین پیچ و خم کوهها و در امتداد زاینده رود،از لابلای مزارع و کشتزارها گذشتم و به سمت اصفهان باز گشتم.غروب کوهستان از جنس دیگریست.گویی غم انگیزتر است.وقتی لابلای کوهها خورشید گم میشود و همه جا زود به تاریکی مینشیند آدم احساس مغلوب شدن میکند.غروب را کنار دریا بیشتر دوست دارم.خورشید را تا لحظه ای که در افق ناپدید میشود میتوانی دنبال کنی. |