X
تبلیغات
رایتل

فانوس

دیدار اشتون و خطای دید در تشخیص قاب عکس!


سفر مسئول سیاست خارجی اتحادیه ی اروپا٬ بارونس٬ کاترین اشتون به ایران و دیدار وی با مقامات دولتی و نیز برخی فعالان اجتماعی بازتاب وسیعی در خبرها داشت. روزنامه ی جوان امروز سه شنبه در مطلبی که در این خصوص منتشر کرده٬ عکس دیدار اشتون با برخی فعالان زن را متاسفانه در اقدامی غیر اخلاقی و غیر حرفه ای دستکاری کرده است. در این عکس خانم نرگس محمدی٬ نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر و خانم گوهر عشقی٬ مادر ستار بهشتی٬ وبلاگنویسی که سال گذشته در بازداشتگاه درگذشت٬ در حال ملاقات با کاترین اشتون هستند.

سخنگوی وزارت امور خارجه٬ خانم مرضیه افخم نیز این دیدار را بدون هماهنگی با وزارت امور خارجه عنوان کرده و گفته است در این خصوص مراتب اعتراض دولت ایران را به سفیر اتریش اطلاع داده است.

اما از متن گفتگوهای خانم اشتون چه با مقامات دولتی و چه این دیدار که موچب ناخشنودی برخی شده است متاسفانه مطلبی برای اطلاع عموم منتشر نشد.

سوای گفتگوهای دیپلماتیک و مقامهای دولتی٬ بجا بود اگر فعالین اجتماعی و بخصوص این فعالان زن و حقوق بشر در خصوص تحریمهای اقتصادی اعمال شده بر ایران نیز رو در رو با خانم اشتون صحبت کرده باشند. فرصت بسیاری مناسبی بود اگر فعالین جامعه ی مدنی در ایران از نقطه نظر خود و مستقل از دیدگاههای دولتی و حکومت در ایران به تشریح مشکلاتی که تحریمهای اقتصادی برای جامعه ی مدنی و طبقه ی متوسط جامعه ی ایرانی بوجود آورده سخن میگفتند. از بحران دارو که طی سال گذشته و در زمان اوج این بحران٬ بیماران بسیاری را بخصوص مبتلایان به سرطان و ام اس و هموفیلی را به طور مضاعف در کنار مصائب درمان بیماری با فاجعه ی دستیابی به داروهای حیاتی مورد نیاز نیز مواجه کرد. شایسته بود اگر از ضعیف شدن طبقه ی متوسط که همیشه قشر موثر و تحول خواه جامعه ی ایران بوده است و از سوق داده شدن خانواده های بیشتری به سمت بحران اقتصادی و دست پنجه نرم کردن آنها با فقر سخن گفته باشند. بجا بود اگر از معضلاتی که برای دانشجوهای ایرانی مشغول به تحصیل در خارج از کشور پیش آمد سخن گفته باشند. دانشجوهایی که بسیاری از آنها نه با کمک هزینه ی دولتی بلکه با هزینه ی شخصی و با اندک پس انداز خود و خانواده هایشان و با امید دستیابی به مدارج بالای علمی و برای کمک به اعتلای کشورشان و در نگاهی کلی تر برای بهره رساندن به کل جامعه ی بشری٬ مشکلات بسیاری را برای تحصیل در دانشگاههای معتبر دنیا به جان خریده بودند اما همچون بسیاری که امروز در شمار عالیرتبه ترین مقامات دولتی نیز هستند و یا همچون برخی آقا زاده ها که از امتیازات مختلفی برخوردارند٬ موفق به تکمیل تحصیلات خود نشدند و ناامید به ایران بازگشتند. بجا بود از نابسامانی و بی ثباتی بازار ارز در ایران و از فساد گسترده ای که آنهم از عوارض غیر مستقیم تحریمهای اقتصادی بود و از جنب سیاستهای غلط دولت سر بر آورده و از آسیبی که این معضلات به جامعه ی ایران زده است و یا از مشکلات نقل و انتقال پول برای فعالیتهای مختلف مدنی که بارزترین مثال آن همان بحث واردات دارو قابل ذکر است٬ سخن گفته باشند. لازم بود از نگرانی عمیق فعالان و کنشگران مدنی و نیز شهروندان عادی ایرانی از آینده ی تحریمهای فلج کننده ی اقتصادی سخن گفته باشند. لازم بود تجربه ی کشور همسایه٬ عراق٬ را یادآوری کرده باشند و به صراحت عنوان کرده باشند که جامعه ی مدنی ایران همسو و همدل با سیاستهای اتحادیه ی اروپا در خصوص این تحریمهای اقتصادی نیست و بایسته بود نسبت به عواقب سوء این تحریمها هشدار داده باشند.

متاسفانه٬ نگارنده ی این سطور بر اساس شناخت شخصی چندان امیدورا نیستم که دستچین فعالین مدنی ایران که تریبون در اختیارشان قرار گرفته از این فرصت مغتنم استفاده ی شایسته ای کرده باشند. متاسفانه بر اساس تجربه و شناخت شخصی باید بگویم که هم مسئولان دولتی و هم روزنامه نگار و خبرگزاری و هم فعال حقوق بشری ما همگی در تشخیص چارچوب مناسب قاب عکس دچار خطای دید میشوند. 

     

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)