X
تبلیغات
رایتل

فانوس

ادبیات جنگ (2)

 

Dulce et Decorum est Pro patria mori     

به راستی مرگ در راه وطن بسیار شیرین است و پر افتخار 

ویلفرد اون(۱۹۱۸-۱۸۹۳) از شاعران جنگ انگلستان است که در جریان جنگ جهانی اول کشته شد. او که در ابتدای ورود به میدان جنگ جوانی خوشبین و پر انرژی بود و بسیار احساس سلحشوری می کرد در نامه ای که به مادرش نوشت از بزدلی و تنبلی غیر قابل وصف همرزمانش شکوه کرد اما پس از اندکی با دیدن صحنه های دلخراش جنگ از نزدیک به حقیقت جنگ پی برد. در شعری با عنوان "مرگ شیرین در راه وطن" او تجربه اش را از صحنه ای از جنگ به تصویر میکشد. او و گروهی از سربازان دیگر در میدانی از گل و لای، در حالت خمیده با پاهای خسته و زخمی و بدون چکمه،نفس زنان و سرفه کنان در حال عقب نشینی از خط مقدم هستند. گلوله های خمپاره در پشت سر آنها فرود می آید اما آنچنان که وی توصیف می کند گوشهایشان دیگر حتا صدای انفجار گلوله ها را هم نمی شنود. ناگهان یکی از سربازان ابتدا با شک و سپس بلند فریاد می کشد "گاز...گاز". دشمن از گاز خردل استفاده کرده است. همه به سرعت ماسکهایشان را بر میدارند و سعی میکنند صورت خود را بپوشانند. اما یکی از سربازان نمی تواند به موقع صورت خود را بپوشاند. شاعر او را در حالتیکه به غرق شدن در دریای سبز رنگی که بر سر آنها فرو می افتد تشبیه می کند. او گاز شیمیایی را استشاق میکند و در حالیکه خون از ریه هایش می جوشد و "چهره اش به مانند خبیثی که به عاقبت گناهش دچار است" و چشمانش که از حدقه بیرون زده است در برابر چشمان همرزمانی که برایش کاری نمی توانند انجام دهند جان می کند.

در اینجاست که شاعر تجربه ی خود را اینگونه بیان می کند که اگر اینگونه جان کندن همقطاری را در پیش چشمانت دیده بودی، " دیگر دوست من،با چنان اشتیاق و حرارتی به کودکانی که شیفته ی افتخاری دست نیافتنی هستند، این دروغ قدیمی را نمی آموختی: که مرگ در راه وطن بسیار شیرین است و پر افتخار. "


از آرشیو وبلاگ قبل در بلاگفا، نوشته شده در چهرم تیر 88.

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)