خُب که چی؟
  
 
 
خرداد 1386
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 27 فروردین ماه سال 1386
در حاشیه ی پست قبل:

 

مقوله ی جنسیت و تعاریف موجود و ممکن در این زمینه همیشه در بر دارنده و بر انگیزنده ی بحثهای بسیار بوده است.افراد به لحاظ داشتن حداقل، تجارب روزمره و اجتماعی که در این باب دارند به بیان نظرات و دیدگاههای خود میپردازند و این نکته باعث تنوع و تفصیل بحث در این زمینه میشود.البته به همان شکل که در هر موضوع دیگر، تا زمانیکه بحث از چهارچوب معقول و سازنده و بر انگیزاننده ی خود خارج نشود زیبا و قابل تامل است.زمانیکه مطلب "پمپ بنزین و آنتی فمینیزم" را در وبلاگ گذاشتم دقیقن همین انتظار را داشتم که باعث بیان دیدگاههای مختلف در این موضوع شود.

همیشه در مواجهه با هر نوشتاری این رویکرد را مد نظر دارم که اگر برداشت یا تحلیلی از متن ارائه میدهم به استناد شاهدی در آن نوشتار باشد.در نوشتن نیز سعی میکنم نشانه هایی را که بیانگر موضع من نسبت به موضوع طرح شده است را در نوشتار خود لحاظ کنم.با نظر به این رویکرد همیشه سعی میکنم از مثله کردن هر نوشتاری بپرهیزم...

اما در خصوص مطلب مذکور دوست داشتم کمی واضحتر موضع خودم را در خصوص مساله ی جنسیت عنوان کنم.من با مکتب فمینیسم و یا بهتر بگویم با شکل افراطی آن که به تعبیر دوست خوبم رضا و به نقل از دیدگاه نیچه قصد مسخ کردن ونفی زنانگی را در وجود زن دارد مخالفم.اما فکر میکنم آغاز و شکل گیری این مکتب دقیقن در نیل همان مقصود رساندن زنان به جایگاه زنانه ی خویش مطرح شد و قابل ستایش بود.(فراموش نشود که حرکتهای اجتماعی هیچکدام یک شبه و بی تاثیر از شرایط قبلی نبوده اند هر چند که اغلب از جایی و بعضن با نام فرد یا افرادی به رسمیت می رسند) آنگونه که در آثار هنری، زنان که تا قبل از این مرحله اگر حرفی برای گفتن میداشتند واگر مجالی برای ارائه ی آثار خود پیدا میکردند و مثلن مجبور به ارائه ی آن آثار تحت نام یک مرد نمی شدند،آن آثار را نیز تحت کدها و نرمهای هنری مردانه ارائه میکردند!در ادبیات فارسی آثار پروین اعتصامی نمونه ی بسیار خوبی برای استناد میباشد.اما اولین بارقه های این جنبش، به زنان،زن بودن خود را یاد آوری کرد(میتوان به آثار فروغ فرخزاد به عنوان نقطه ی مقابل مثال قبل اشاره کرد) و این به نظر من اصل صحیح شکل گیری این مکتب بود اما بعدها چنان شکل افراطی و مسلمن اشتباهی پیدا کرد که مثلن ازدواج را بهره کشی جنسی نامیدند و ...بدین ترتیب من در این مطلب به دنبال ارائه ی این تز که زنان باید دقیقن به مانند مردان رفتار کنند و یا به دنبال مطرح کردن این مساله که آیا زنان میتوانند یا باید از حقوق مساوی با مردها بر خوردار باشند یا اینکه تفاوتهای رفتاری در زنان و مردان ریشه ی بیولوژیک دارند یا اکتسابی هستند و ... نبودم که خود این موضوعات هر کدام به بحثهای بسیار دامنه داری مربوط میشوند.

اما در این مطلب که از لحن طنزآلود مورد علاقه ی من هم بی بهره نمانده هدف زدن تلنگرهایی بود به خانمها و خصوصن آن دسته که خود را فمینیست یا حامی حقوق زنان و ... مینامند و این مساله که زنان در بسیاری موارد خود به هر دلیل مسبب مشکلات خود میباشند.(باز به تعبیر دیکنسون :Women are hard at women)نمیتوان ژست فمینیست بودن(در هر معنی)به خود گرفت و در جلساتی تحت این عناوین شرکت کرد که مضمونا اصلی آنها همان دقدقه ی همیشگی یافتن شوهر است و انتظار بهبود اوضاع را داشت.و گرنه من نیز به این مساله واقفم که حتا مردان میتوانند پر کردن باک بنزین را به مسوول پمپ بنزین بسپرند کما اینکه در بسیاری جاها رایج است.پانوشت اول به همین مساله اشاره دارد.همینطور واقفم که مساله ی بنزین زدن نمیتواند ملاک تعیین کردن حقی برای زنان باشد حتا اگر فرض کنیم در موضع تعیین حقوق و وضع قالبها باشیم! اما اینکه خانمها در حالت نرمال خواهان شرایط انسانی و عادلانه برای جنس خود در اجتماع باشند و یا در حالت افراطی خواستهای دیگری داشته باشند،هیچکدام به این ترتیب که بگویند "تا آقایان هستند" ما نباید فلان کار را بکنیم(نمونه های مختلف را میتوان بحث کرد) محقق نمیشود واین نکته ای بود که با طنز کوتاهی عنوان شده بود.

با این دیدگاه که" زنان صرفن قابل احترام هستند و بس" نمیخواهم موافقت کنم.همانطور که منسوب به ناپلئون است "اگر میخواهی به سطح فرهنگ یک ملت نگاه کنی،به زنان آن نگاه کن".دختران و زنان،خالقان و پرورش دهندگان نسل بعد یک اجتماع، نقش غیر قابل انکاری در پیشرفت آن اجتماع در بعدهای مختلف دارند و بسیار بدیهی است که در یک اثر متقابل،زنان خود و شیوه ی زندگی خود را به شیوه ای که مورد انتظار مردان آنان است تغییر میدهند:اگر از آنها انتظار قابل احترام بودن صرف و نه بیشتر داشته باشیم نتیجه ی جالبی نخواهیم گرفت....

با تشکر از همه ی دوستان خوبم که در مورد پمپ بنزین و نتیجه گیری آنتی فمینیستی آن نظر دادند.(با تقدیم یک گل سرخ که در سیستم بلاگ اسکای موجود نیست گویا!)


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 29066


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها