X
تبلیغات
رایتل

فانوس

از شبهای برفی

پوتین پا کرده ای

روی سفیدیهای آرزویم عقب عقب راه میروی...

خونخواری سر نیزه ی موروثیت را با چسب زخم لای دفتر شبانه هایم چسبانده ای

که شکم بوسهایم را بهداشتی پاره کند...

خوابهایم را تازه دیازپام خورانده بودم

که روی دیوار اتاق خوابم

با اسپری شیطونی رنگ کوچولوی نگاهت نوشتی:

هماهنگ با طرح توسعه ی متروی اصفهان.

حالا دیگر که خمیازه ات

رمانتیک لالایی را- کوچولو-

صداقت ،سپوخته است

شبهای برفی

چکه چکه های بی سقفیم را

در زاینده رود خالی می کنم...

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست ...
سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 12:41 ب.ظ
امتیاز: 0 0