اصفهان شهر خشت و گلهای اعجاب آور.شهر آبی رنگ نقش و نگارها.گنبدهای فیروزه و رویای اسلیمی ها،شهر شیداییها،شرح جاودانگی.شهر ستونهای پر غروری که قد بر افراشتند تا آسمانهای آرزوهای رنگ رنگ،شیرین بر سریر پایستگی آنها بیارامند.شهری که نیلی رودهای همیشه زنده را به سبزهایی پل زد،روینده در آرامش پایدار شوقهایی که نقش جهان شدند.
شهر اثیری خاطره ها،شهر خاطره های اسیر کننده...
اصفهان دیگر زیبا نیست.قفس غم فزایی است که راه راه میله هایش،امید پرواز را تجانسی نیست.