خُب که چی؟
  
 
 
خرداد 1386
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 31 مرداد ماه سال 1385

دل و دین و عقل و هوشم همه را به آب دادی

ز کدام  باده ساقی به من خراب دادی

دل عالمی ز جا شد  چو نقاب بر گشودی

دو جهان به هم بر آمد چو به زلف تاب دادی

همه کس نصیب دارد ز نشاط و شادی اما

به من غریب مسکین غم بی حساب دادی


 
سه شنبه 31 مرداد ماه سال 1385

پاییز سردی خواهد بود شاید...

با من زخمهاست که سر باز می کند

از هجوم ناگهان حادثهء در انتظار تجدد نشسته

و تو میدانی.

و مرا دیگر تاب خنجری نیست

که عریانی تیزش را بی فریادی در میان گوشت و خون،

گرم پذیرا باشم.

و تو میدانی.

و هنگامه ی سفرهای ناگذیر

پهنه های درد را چشمانم ـ

چشمانم چه نا باورانه گریست

و تو می دانی،

آری،

حتا با چشمان بسته ات،

می توانی بدانی.

هنر کمی نیست

اما -

امایش را می دانم.

چرایش را نه.

ولی نباید خاطره ات را در تلخ ترها قاب کنم،

اگرم باید.


 
یکشنبه 22 مرداد ماه سال 1385
انسان افرادی را که دوست دارد قضاوت نمی کند بلکه سعی در درک آنها دارد.

 
چهارشنبه 18 مرداد ماه سال 1385
اصفهان۲

اصفهان رانی آناناس خنکی است که در گرمای مهلک تیر ماه آخرین جرعه اش را اندکی پیش نوشیده ای و نگاهت که پس از آن در جستجوی سطل زباله ایست.


 
دوشنبه 9 مرداد ماه سال 1385
فانوس و اصفهان

اصفهان شهر خشت و گلهای اعجاب آور.شهر آبی رنگ نقش و نگارها.گنبدهای فیروزه و رویای اسلیمی ها،شهر شیداییها،شرح جاودانگی.شهر ستونهای پر غروری که قد بر افراشتند تا آسمانهای آرزوهای رنگ رنگ،شیرین بر سریر پایستگی آنها بیارامند.شهری که نیلی رودهای همیشه زنده را به سبزهایی پل زد،روینده در آرامش پایدار شوقهایی که نقش جهان شدند.

شهر اثیری خاطره ها،شهر خاطره های اسیر کننده...

اصفهان دیگر زیبا نیست.قفس غم فزایی است که راه راه میله هایش،امید پرواز را تجانسی نیست.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 29077


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها